![]() |
![]() |
|
| ღ♥ღما می توانیم با ستارگان نگاهمان زیباترین کهکشان هستی را بسازیمღ♥ღ |
|
چه لطیف است حس آغازی دوباره،
تولدت مبارک! بهارم می دونی از پارسال تا حالا چقده بزرگ شدی، چقده خانم شدی پارسال اینموقع دغدغه قبولی کنکور رو داشتی و حالا به اون چیزی که می خواستی رسیدی! امیدوارم هر سال بیام و موفقیتهاتو دونه دونه بنویسم و لذت ببرم از اینهمه پشتکارت.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت توسط زری |
|
|
بهار با غزل خوانی چکاوک ها آغاز می شود و با رقص گلهای رنگارنگ به اوج میرسد، در این جشن سبز، بادهای ملایم میزبان مهمانی ناخوانده می شوند و قطرات باران بر فرش زمین پایکوبی میکنند. که زمین نقش هزار قالی دارد و طرح آن بر صفحه رنگین، یادگاریست برای ما، و ماندگار خواهد شد. طرحی از رخسار گلگون شقایق، سرشار از عطر یاس سپید بر گلبرگ زرد همیشه بهار!!! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت توسط زری |
|
|
خوشا به حال آنان که در دنیا آزادانه زندگی می کنند و زبان طبیعت را به آسانی می فهمند و حتی در غربت تنهایی را احساس نمی کنند. بر روی پلکهایشان محبت سنگینی میکند و تپش دستهایشان ، نبض عاطفه رابه ما نشان می دهد. آنان سررشته دلشان را به شاخه اقاقی ها گره می زنند و از خلال خوشه های اشک، مهربانی را به سمت ما هدایت می کنند. آری!!!! خوشا به حال پرستوهای زندگی که بی پروا قفل سنگین حیات را شکستند و خاموش بر آستانه محراب محبت مردند!!!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت توسط زری |
|
|
ای کاش مهمان لحظه هایم بودی و مرا لحظه ای به خود وا نمی گذاشتی! ای کاش ترنم همیشگی شعرهایم بودی و همیشه در قلبم جاری میشدی! ای کاش دستهای خسته و پر گناهم را می گرفتی و از خواب غفلت بیدارم می کردی. مرا غرق در لطف و مهربانیهایت کن ای خدای بی همتا!!! |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت توسط زری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
چه خوب یادم هست عبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد:
وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت. |
| پیوندهای روزانه |
|
آلبوم آپلود آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|