![]() |
![]() |
|
| ღ♥ღما می توانیم با ستارگان نگاهمان زیباترین کهکشان هستی را بسازیمღ♥ღ |
|
من تولد نگاهت را با شمع نیم سوخته جشن می گیرم و موسیقی اشکهایم را تا آخرین قطعه می نوازم . من بی پرستوترین آسمان توام و تو دورترین پرواز بالهای آبی ام! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت توسط زری |
|
|
نوشته هایت را ... همان چند کلمه موزون و زیبا را که سرشار از عاطفه ای محبت آلود و سرکش بود چند بار با اشتیاقی جنون آسا خواندم ، خواندم و به یاد تو با خاطره های دلپذیر تو در دژ سکوت و درون اطاق تنهایی مدتها بسر بردم ای عزیز مقدسی که شراره های عشق سوزانت در مجمر قلب من همیشه شعله می کشد. عشق تو گرمی بخش همه چیز من است. من تشنه چشمه گوارای سخنان تو هستم!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت توسط زری |
|
|
ای صبور با وقار ! ای که صبر و وقار را به خجالت نشانده ای ! ای مهربانترین، ای مادر! ای خوب به عقل سلیم و به چشم بصیر ، دوستت دارم و می ستایمت! چونان که همه خوبان را ستوده اند. تو مثل بهاری، با طراوت و شاداب و مثل گل بی ریا و صادق که بی دریغ رایحه دل انگیزت را نثار همه می کنی! تو فراتر از واژه هایی هستی که با نظام گرفتن از معنا برای شمردن خوبی هایت صف کشیده اند و با ستودن صفات بارزت ، ناتوانی خودشان را به اثبات رسانده اند... روزت مبارک مادر تو را دوست دارم ، چون چشمهای خسته و پرفروغت مشعل فروزانی در کوره راههای زندگی اند... بارش تگرگ زمان را می فهمم سپیدی موهایت را و شکستگی چهره ات را و اینکه چقدر زیر شلاقهای زمان، قامت استوارت شکسته است... بگذار دستهای پینه بسته ات را بوسه باران کنم مادر!!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت توسط زری |
|
|
مرا میبینی و هر دم زیادت میکنی میلم ترا میبینم و میلم زیادت می شود هر دم کشیدم در برت ناگاه و شد در تاب گیسویت نهادم بر لبت لب را و جان و دل فدا کردم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم تیر 1387ساعت توسط زری |
|
|
تورو اندازه شبهای مستی دوست دارم تورو قدر تموم برج هستی دوست دارم تورو جانا به حد بت پرستی دوست دارم محبوبم گل وجودت همیشه بهار و شمع زندگیت همیشه فروزان حضور دستانت سحر عمرت و نور دیدگانت جاوید تولدت مبارک در تالار شیشه ای قلبم مهمانی مجللی با حضور تو بر پایه سمفونی رویایی با تکنوازی هنرمندانه عشق برپاست
حسین جان تولدت را به تو تبریک می گویم برای ثانیه ثانیه های زندگیت آرزوی خوشبختی و سلامتی دارم تورو پیدا کردم امشب وقت گم شدن تو رویا وقت پوشیدن مهتاب، وقت عریان تماشا
نازنینم دوستت دارم را من دل آویزترین شعر جهان یافتم فرشته آسمانیم دوستت دارم سالروزت خجسته
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم تیر 1387ساعت توسط زری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
چه خوب یادم هست عبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد:
وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت. |
| پیوندهای روزانه |
|
آلبوم آپلود آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|