![]() |
![]() |
|
| ღ♥ღما می توانیم با ستارگان نگاهمان زیباترین کهکشان هستی را بسازیمღ♥ღ |
|
می خواهم به شوق طنین زمزمه هایت ، برای پرواز حس بگیرم. می خواهم با تو در اوج آسمانها و در جوار ابرها پرواز کنم. می خواهم نسیم عشق، حین پرواز نوازشگرمان باشد. می خواهم تمام لحظات بودنم را با استشمام عطر وجودت سر کنم. می خواهم به جای عقربه های ساعت، تو مقیاس گذران لحظات عمرم باشی. می خواهم...... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت توسط زری |
|
|
سلام من به تو یار قدیمی، منم همون هوادار قدیمی هنوز همون خراباتی و مستم، ولی دیروز سبوی می ،شکستم. همه تشنه لبیم، ساقی کجایی؟! گرفتار شبیم، ساقی کجایی؟! اگه سبو شکست عمر تو باقی که اعتبار می ،تویی، تو ساقی اگه میکده امروز شده خونه تزویروای، شده خونه تزویر تو محراب دل ما، تویی تو مرشد و پیر ، همه به جرم مستی سر ،دار ملامت میمیریم و می خونیم:سر ساقی سلامت... یه روزی گله کردم من از عالم مستی ، تو هم به دل گرفتی دل مارو شکستی من از مستی نوشتم ولی قلب تو رنجید ، تو قهر کردی و قهرت مصیبت شد و بارید پشیمونم و خسته ام اگه عهدی شکستم، آخه مست تو هستم اگه مجرم و مستم همه به جرم مستی ... میگن مستی گناهه به انگشت ملامت ، باید مستها رو حد زد به شلاق ندامت سبوی ما شکسته ، در میکده بسته امید همه ما به همت تو بسته ، به همت تو ساقی ، تو که گره گشایی تو که ذات وفایی ، همیشه یار مایی... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت توسط زری |
|
|
در لحظه آمدنت چشمان منتظرم به آسمان خیره می شود، پروانه ها در مسیر آمدنت پلی از رنگین کمان می زنند و گلهای یاس تمام عطرشان را به سویت روانه می کنند. ستاره ها سنگفرش قدمهای مهربانت می شوند و همه دنیا گویی آرام می گیرد. برای تمام سالهای دلتنگی اشک می ریزم و از شوق آمدنت انگار دوباره متولد می شوم... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت توسط زری |
|
|
حرف رابايد زد ! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت توسط زری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
چه خوب یادم هست عبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد:
وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت. |
| پیوندهای روزانه |
|
آلبوم آپلود آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|