![]() |
![]() |
|
| ღ♥ღما می توانیم با ستارگان نگاهمان زیباترین کهکشان هستی را بسازیمღ♥ღ |
|
بوی بهار می آید ، چراغهای مهر و آشتی بر سقف دلها آویخته می شود رنگین کمان محبت در آسمان آرزوها گسترانیده می شود. کاش غصه هایمان هم با برفها آب میشد! دیدارها تازه می شود، دلها به هم نزدیک می شوند و دستها در هم گره می خورند. کاش هر روز عید بود و هر فصل بهار! بگذارید شکوفه ها بیایند و دامان بی رنگ ما را صفایی بدهند . بگذارید هفت سین ها به سفره خالی ما رونقی بدهند فرصت دهید واژه ها سبز شوندو روبروی ما بنشینند! دلم به اندازه تنگ کوچک ماهی ها بهار می خواهد، سلام و احوالپرسی می خواهد. می خواهم قلک سکونم را بشکنم و پر کنم از صدای گندمهای سبز، سنجدوسیر و سماق وسلامتی. کاش هیچ وقت مجبور نباشم خنده آفتاب را روی تابلوی نقاشی محصور کنم! |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم فروردین 1387ساعت توسط زری |
|
|
با سلام خدمت دوستای ناناز اینترنتی خیلی چیزها یاد گرفتیم امیدوارم سال بسیار خوبی در پیش رو داشته باشین راستی خرید عید چطور بود لباسهای خوشکل خوشکل خریدین امسال که لباسها همه عجق وجق بودن می یارن به مانتوها که هر چی دم دستشون رسیده بود آویزون کرده بودن همه چیزم که خیلی گرون بود مگه نه گرونی رو بگیره الهی هر کی به هر آرزوی خوب که داره برسه ما گیرا نیستن ولی حالا ضرر نداره گفتنش. دارین دعای تحویل سالو می خونین ما رو هم دعا کنین اگه دعام نکنین نفرینتون می کنم می گم الهی ۱۳ طوفان بشه نتونین برین بیرون سبزه گره بزنین بختتون وابشه الهی همون روز اول عید رو لباسهای نوتون چایی بریزه که لباس رنگ روشن گرفتن نفرینام بر خلاف دعاهای خوبم گیراست پس مواظب خودتون باشین دعا یادتون نره راستی می دونین امسال سال پسرهاست آره سال موشه حالاپسرهای عزیز ناراحت نشین اینم عیدی من به شما دوستای عزیزم ببخشید دیگه قابل شما رو نداره دوستتون دارم
آرمیتا جونی با حال ، آرمینای عزیزم که بهم می گی خاله زری، باران جونم مریم جون جونی (غربت گلها)با احساس، لاریسای عزیز مغرور مهرنوش جونی مهربون، ونوس عزیز ، رها جون با اون نوشته های قشنگت تارای عزیز و مهربون، الهام جونی با اون نوشته هات که آدم حال می کنه از بی ریاییشون مائده جون شیطون بلا، هلن جونی ور پریده، صفورا جونی الهی برسی به عشقت دریا جون، رویا جون، لاله جون، هلیا جون، بنفشه جون، نازنین جون، آنیتا جون
آقا و خانم اسمیت عزیز، سینا وتینای عزیز ، محسلی نانازی، نی نی ناز نازی (زمزمه های یک پیرزن،زمزمه های یک پیرمرد که هر وقت نوشته هاتونو می خوندیم غم و غصه هامونو فراموش می کردیم.)
سیاوش،مصطفی،مهدی،نیما،آریا،سجاد،امین اترنال،سعید،نوید،وحید،علی،احمد،حسن رضا،احمدرضا،مملی،حامد،داریوش،پویا،بیگناهترین گناهکار،غمگین وتنها،ابر شلوار پوش کامبیز،سام،امیر،محمدرضا،حمید گوگوری مگوری،علیرضا BAD BOY eli و دیگر دوستان عزیزی که شاید اسمشونو فراموش کرده باشم ولی مهربونیهاشونو هیچ وقت
به یاد آن روز که در آغوش مشقها زیستیم و در هم دم زدیم و در بودن هم معنا یافتیم دوستان خوبم!!!!!! پیچک آورد سر از خانه همسایه به در ، لب پر خنده اش آورد خبر که بهار است بهار، آی ای رهگذر آرام آرام از کنارم مگذر! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت توسط زری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
چه خوب یادم هست عبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد:
وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت. |
| پیوندهای روزانه |
|
آلبوم آپلود آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|