تبليغاتX
شبنم بهار
ღ♥ღما می توانیم با ستارگان نگاهمان زیباترین کهکشان هستی را بسازیمღ♥ღ

لطف خدا همه جا پیداست:

روی گلها، بر بالهای کبوتران قاصد، در دستهای پیامبرو.......

چرا اینقدر غافلی؟

نگاه کن! آسمان تو را صدا می زند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت   توسط زری | 

ای شب ارتجالی!

دستمال من از خوشه خام تدبیر پر بود

پشت دیوار یک خواب سنگین

یک پرنده که از انس ظلمت می آمد، دستمال مرا برد.

اولین ریگ الهام در زیر پایم صداکرد.

خون من میزبان رقیق فضا شد.

نبض من در میان عناصر شنا کرد.

ای شب......

نه ، چه می گویم،

آب شد جسم سرد مخاطب در اشراق گرم دریچه

سمت انگشت من با صفا شد!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت   توسط زری | 

خونه لبریز سکوته خونه از خاطره خالی !

من پر از میل زوالم!

عشق من تو در چه حالی!

هنوز تو قصه های من رنگ و ریا جا نداره

دروغ نمی گن آدما دشمنی معنا نداره

هنوز تو قصه های من هیچ کسی تنها نمیشه

کسی به جرم عاشقی خسته و تنها نمیشه

هنوز توی دنیای من هر آدمی یه عالمه

گل رو نمی فروشن به هم

گل مثل قلب آدمه

گل مثل قلب آدمه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت   توسط زری | 

تردیدها از پهناترین نقطه می آیند تا عشق را مچاله کنند.

اما تو سبز تر از همیشه شکفتن را آغاز می کنی !

در یخبندانی که من ساده و صبور به پایان رسیده ام.

و غبار شانه بر گیسوانت داشت وقتی که بر تنهایی عشق

گل واژه های زرین باد را حک می کردی.

آن روز من دوباره پاک دیدمت مثل غبار، مثل خاکستر

کاش آن روز بارانی

مرا ترک نمی کردی!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت   توسط زری | 

بیا در کوچه باغ شهر احساس

شکست لاله را جدی بگیریم

اگر نیلوفری دیدیم زخمی

برای قلب پر دردش بمیریم

بیا تا در کنار نورک شمع

به فکر پیچک همسایه باشیم

بیا هر وقت که باران باز بارید

برای گل شدن آماده باشیم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت   توسط زری | 

شاید این آخرین کلمات من باشد که به سوی تو می فرستم .شاید این آخرین باری

باشد که احساسات خود را در آغوش رودها می اندازد. شاید ساعتها، ساعتهای

شماطه وار فراموش کنند مرا صدا بزنند . شاید هیچکس کلبه مرا به آفتاب نشان

ندهد. شاید دیگر هیچ گنجشکی خورده نانهای مرا نخورد شاید هیچ دریایی به سمت

من موج نزند. شاید من نباشم . شاید تو باشی و حوصله نباشد.

این روزها خوب است ، روزهایی که پر از توست روزهایی که پر از کبوتر و مهتاب است

و می شود نام تو را روی ابرها و ابریشمها نوشت این روزهایی که حتی نسلها هم به

احترام تو تکان نمی خورند و مهربانی می کنند.

ای زیباترین واژه!

ای عزیزترین عزیزم!

ای مونس شبهای تارم

و ای همدم روزهای تنهایی ام

در کویر زندگی که تاب و توان از من گریخت و من دیگر یارای ایستادگی نداشتم تنها تو بودی

که به یاری من شتافتی و نجاتم دادی.

پس بگذار از اعماق قلبم فریاد بزنم که:

بی اندیشه تو نمی توانم زندگی کنم!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت   توسط زری | 

در سکوتم فریادی است از دوست داشتن توست

و نگاهم جاده ای از عشق ورزیدن به تو

اما نه سکوتم را خواندی و نه نگاهم را!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت   توسط زری | 

بگذار نیزه های مرگ هدف را قلب خود بگیرد

قلب ما جای عشق است!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت   توسط زری | 

سلام ای زیباترین واژه!

سلام ای عزیز!

پروازت بلند و دلت هماره گرم عشق و شور باد.

می دانی که بارانی بودن هر دو چشم یعنی چه؟!

و می فهمی که اشک شوق زمانی پا به عرصه چشم می گذارد که دست و زبان و قلم به

ناتوانی خود اعتراف می کندو اگر بگویم که این هر دو چشم از ذوق و شوق بارانیست

بی تردید می فهمی و باور می کنی که یک چشم شادمان دیدار شماست و چشم دیگر....

پس ببارید ای اشکهای شوق که این جان من است که به موطن تن باز می گردد!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت   توسط زری | 

تولد حضرت معصومه مبارک باد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت   توسط زری | 

گامهای زندگی را با هم پیمودن ، از نشیب و فرازها در کنار هم گذشتن و اینک صبح بهار را

تنها دیدن به سختی در یافته ایم که نه بر اندوه فقدان تو پایانیست و نه بر قلب شکسته ما

مرهمی،

زندگی آنجاست که تو باشی!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت   توسط زری | 

بیا تا به دامنت سر غم بگذارم و گریه آغاز کنمکه همه ابرهای عالم در دلم می گریند.

و چه سخت است در دل گریستن و به زبان هیچ نگفتنبیا و آغوش پر مهرت را با من پر

کن و بدن داغت را لباسی برای من قرار ده و با لبهای عطشناک و تبدارت صورت خسته مرا

لمس کنو از چشمان من بخوان این حدیث را که :

یک لحظه بی تو می میرم!

می میرم!

می میرم!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت   توسط زری | 

صدای تیشه اگر از تارهای صوتی

عشق بر نیاید زیبا نیست!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت   توسط زری | 

تومعجون گل و مخمل و نوری

پری واره قصه های دوری

تموم قصه ها بی تو می میرند

که تو حوصله سنگ صبوری!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت   توسط زری | 

ای مهربان وقتی که خورشید به پیشواز شب می رود و کوچه از صدای پای آخرین عابر

تهی می شود . با کوله باری از غم و درد می روم و تو را با تمام خاطرات دیرین در میان

کوچه های ساکت شهر تنها می گذارم.

گریه مکن ای وارث شکوفایی ،

من باید بروم تا بار غم غریبی خویش ، غم غربت را از جدارهای دل عاشقان بزدایم ، اما

بدان که به خاطرم هر لحظه یاد تو می آید!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت   توسط زری | 

من آنقدر پر عشقم ، همونقدر پر دردم ، که عاشقای دنیا نمی رسند به گردم!

آخ! دیگه خواب تو چشام نیست امیدی به نگام نیست !

پر از دردمو انگار یه درمون سر رام نیست!

تو که نیستی خیال کن که دیگه هیچکی باهام نیست!

 دیگه هیچکی تو این زندگی اونجور که می خوام نیست!

من از غم می نویسم ، می نویسم که بدونی

من از دل می نویسم که غم عشقو بدو نی !

 تو از حال یه عاشق آخه هیچی نمی دونی !

نمی دونی!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت   توسط زری | 

در تنگنای حادثه ، چشمهایم چه هراسنده عبور ثانیه ها را انکار می کرد.

من بودم و خیال و تو در اوج پر شوکت خویش ، عطوفت را معنا می کردی

و خاطرات جاودانه زیر باران لحظه ها جان می گرفت.

هنوز هم ساعت قلبم گذرگاه شوق انگیز ثانیه هاست و دستهایم هزاران

دفتر و خیالم صدها دیوان از شکوه غریبانه ات به یاد دارند.

با هر نسیم برگ های سبز زندگی، حضور تو را در باغ دلم مژده می دهند!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت   توسط زری | 

بی تو هر شب غمتو به خلوت دلم می بردم

خبری از تو نبودو لحظه هارو می شمردم.

وقتی شب سحر می شد به بی قراری خودمو

به دست گریه می سپردم!

تو به یاد من نبودی

اما من واست می مردم!

واست می مردم!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت   توسط زری | 

ای بادهای خوش نفس

عشاق را فریاد رس!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت   توسط زری | 

وسعت چشمانت

جنگلی است که آهوان آن بیدارند.

ای یاد تو مونس شبهای تارم

از جنگل چشمان تو

تا شهر نگاهم راهی نیست!

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت   توسط زری | 

سبزه زار چشمانت را

همچون پلی

تا آنسوی اشکهای حلقه بسته

امتداد بده

تا طراوت نگاهت

شقایقهای سرخ به بار آورد..........

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت   توسط زری | 

در گشا دروازه بان شهر غم

این منم در را به رویم باز کن

ای حکایت گوی ایام فراق

داستانی بهر من آغاز کن

قصه ای دارم پر از درد و ملال

تا کنم خو با ملال خویشتن

ای پناه بی پناهان گوش کن

تا بگویم شرح حال خویشتن

روزگاری شاد و خرم

رفته بودم تا فراموشت کنم

حالیا باز آمدم افسرده دل

غم بیا تا من در آغوشت کنم

آمدم با تو بگویم رازها

ای الهی مونس شبهای تار!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت   توسط زری | 

وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم

که در طریقت ماکافریست رنجیدن

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت   توسط زری | 

توی دنیا اگه هیچی هم نداشته باشی،

مطمئن باش سه چیز همیشه مال توئه:

خدای مهربون،

فکرای قشنگ،

و قلب کوچیک من!

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت   توسط زری | 

از دست غیبت تو شکایت نمی کنم

تا نیست غیبتی نبود لذت حضور

گر دیگران به عیش و طرب خرمند و شاد

ما را غم نگار بود مایه سرور

 

خواهم که سیر بینمت اما حسین من

کو صبر و طاقتی که تماشا کنم تو را

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت   توسط زری | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت   توسط زری | 

هنگامی که خورشید در انتظار طلوع است و بوی گل فضا را عطرآگین می کند. من بر سجاده

نیاز می ایستم آن وقت است که نسیم صبحگاهی بوی خوش تو را از لابلای شکوفه های

گیلاس و سیب به مشامم می رساند و من سرشار از نشاط می شوم.

با اینکه هر لحظه در همه جا با منی ، ولی من بیقرار توام مثل ماهی که از آب بیرون افتاده و

برای چشیدن یک قطره آب سجده می کند.

همانند پرنده ای که در قفس اسیر است و برای آزادی دعا می خواند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت   توسط زری | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
چه خوب یادم هست عبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد:
وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت.

پیوندهای روزانه
آلبوم
آپلود
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته دوم آذر 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
پیوندها
ღღهـــــــای و هویღღ
ღღاقــــــــــاقیاღღ
ღღغربت گلهاღღ
ღღژیوندღღ
ღღبه یاد رز عزیزمღღ
ღღقاصدک گمشدهღღ
ღღآخرین نشانهღღ
40ღღ تیکهღღ
ღღاحمدرضاღღ
ღღنیمه شبღღ
ღღزمزمه های یک پیرمردღღ
ღღخرها عمر دراز دارندღღ
ღღزمزمه های یک پیرزنღღ
ღღابر شلوار پوشღღ
ღღشادی های منღღ
ღღاگه عاشقی بیا اینجاღღ
ღღآرمیتا جونی خودمღღ
ღღپاتوق رفقاღღ
ღღیه خورده حرف حساب با خدا جونمღღ
ღღعمه جونم دختر بهارღღ
ღღوبلاگ علمیღღ
ღღPARSPLANETღღ
ღღشهاب سنگღღ
ღღرؤیتღღ
ღღشیطون بلاهای مثبتღღ
ღღاس ام اسღღ
ღღکودکانهღღ
ღღدختری از هیچ جاღღ
ღღقالبღღ
ღღجدولღღ
ღღجوکهای باحالღღ
ღღچاغنامهღღ
ღღتنظیمღღ
ღღمن اینجا خودم هستمღღ
ღღمکاپღღ
ღღمن معما نیستمღღ
ღღواکسیღღ
ღღمدل لباسღღ
ღღامیرღღ
تم گوشی1
تم گوشی 2
تم گوشی 3
ღღ خاطرات یک دختــــــر مغــــرورღღ
ღღهمین جوووریღღ
ღღعکس ღღ
ღღ روزگار نو ღღ
ღღ کوچه ღღ
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

ليست وبلاگهای به روز شده JavaScript Codes